تبلیغات
کیمیا - دریای اندوه
کیمیا ی عشق از هر عنصری طلا می سازد کافی است آن را در قلب خود بیابیم

دریای اندوه

سه شنبه 6 بهمن 1388


جوانمرد گفت: خدایا! راههای رسیدن به تو بسیار است، اما از هرراهی که می روم شلوغ است و پر هیاهو. من راهی خلوت می خواهم، راهی که هیچ کس در آن نباشد، راهی که فقط تو باشی و فقط من.

خدا گفت:دو راه است که به ندرت کسی از آن می گذرد: یکی راه اندوه، اندوهی تلخ و اندوهی سخت و اندوهی سنگین، و دیگری راه شادی،شادی شیرین و شادی سخت و شادی سنگین.

کمتر کسی است که تلخی محض و شیرینی ناب را تاب بیاورد. زیرا که هر دو سختند و هر دو سنگین، تو کدام را می پسندی؟

جوانمرد گفت: من تلخی اندوه را می خواهم.

خدا قطره ای اندوه به او داد و این گام نخستین راه شد.

جوانمرد گفت : باز هم.

و باز قطره ای و باز قطره ای و باز.

و نوشید و نوشید و نوشید.آن سان که دریا شد، دریای اندوه.

خدا گفت: دریای اندوه شدی ای جوانمرد، اما این دریا مهیب است. ماهیان خرد را توان نیست تا در آن شنا کنند. نهنگی باید تا در دریای تو غوطه بخورد.

هزار سال گذشته است، اما دریای اندوه جوانمرد همچنان بی نهنگ است. (عرفان نظر آهاری)




ردپا : نظرات
به قلم : صدف





انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس