تبلیغات
کیمیا - تحفه های بهار
کیمیا ی عشق از هر عنصری طلا می سازد کافی است آن را در قلب خود بیابیم

تحفه های بهار

دوشنبه 2 فروردین 1389


شیشه سرما شکست،

زمین درنگ کرد،

و آسمان گیج و مبهوت به انتظار نشست!

دید با چشم خودش مهر و وفای یار را، آمد بهار!

تحفه آورد یک از یک بهتر!

ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی خندیدند!

روی ایوان زمین تحفه ها را چیدند!

وای از عطر بهار نارنج ها؛

آسمان آبی شد، رخت بربست غم بنفشه ها، و هوا شکفته شد!

وای از قرمزی غنچه‌ی باز؛

مست و هوشیار شدند پروانه‌ها،

همگی لرزیدند، همگی چرخیدند،

دلشان رفت که رفت!

وای از زمزمه‌ی سرخوش رود؛

دل سنگ آب شد و خواست که عاشق باشد،

هوس آب‌تنی کرد علف!

وای از بوی بهار؛

یاد کردند همه ماهی ها باران را!

آری، آری، باران، تازه تر خواهد کرد دریا را!...

(نوشته شده توسط خواهرم)




ردپا : نظرات
به قلم : صدف





انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس