تبلیغات
کیمیا - خدایا شکر...
کیمیا ی عشق از هر عنصری طلا می سازد کافی است آن را در قلب خود بیابیم

خدایا شکر...

پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389


روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن هانگاه می کند.

هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند.

مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کارمی کنید؟

 فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت:

 این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

 مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

 فرشته جواب داد:

 این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده،

باید جواب بفرستند ولی عده بسیار  کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

 فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند:

 

خدایا شکر...




ردپا : نظرات
به قلم : صدف





انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس